در چنین روزی در سال 1357 ه ش و دو روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، هنوز و هراز گاهی صدای شلیک گلوله به گوش می رسید . البته درتهران آرامش نسبی برقرارشده بود و نیروهای مردمی به پاسداری ازنقاط حساس و مراکزمهم شهرمشغول شده بودند . در این روزهای پس از پیروزی مردم جنب و جوش عجیبی داشتند . مدرسه رفاه به عنوان مقر فرماندهی انقلاب در آمده بود و مردم با تسخیر و همچنین دستگیری شمار دیگری از فرماندهان ارتش شاهنشاهی انقلاب را نهادینه
می کردند . بر اساس برخی شایعات عده ای سود جو دست به تخریب اموال عمو می و خصوصی افراد زده بودند که البته با یاری نیروهای مردمی راه این گونه سوء استفاده بسته ماند . همچنین در این روزها مردم در جمع آوری سنگر های خیابانی با یکدیگر متحد شده بودند .
در این روز سرلشکر محمد ولی قره نی رییس ستاد مشترک ارتش شد . وی به هنگام ورود به اتاق ریاست به حضار گفت :« ما اینک وارث ار تش از هم پاشیده ای هستیم که اسمش ارتش شاهنشاهی بود و مدعی بود که مجهز ترین ارتش دنیاست . شاید هم از جهت تجهیزات و اسلحه و مهمات این طور بود اما آنچه این ارتش احتیاج داشت ایمان و وجدان و آرمان بود که فاقد آن بود . در شهریور ماه 1320 که فرماندهان ارتش مدعی شاه پرستی بودند و می گفتند که حاضرند خود و فرزاندنشان را زیر ماشین شاه قربانی کنند در برابر ارتش جوان شوروی پا به فرار گذاشتند و امروز همان ارتش پر مدعا در برابر مشتی جوان بی سلاح یا گروهی با سلاح اندک پا به فرار گذاشتند و نابود شدند زیرا این جوانان ایمان داشتند و ارتش فاقد آن بود .» در این روز هویدا که در طول سیزده سال نخست وزیری دست راست شاه بود ومانند جنایتکاران دیگر به مردم ستم می کرد همه تقصیر ها را به دوش ارتشبد نصیری رییس ساواک افکند . جنایتکاران یکی پس از دیگری به دادگاه انقلاب اسلامی سپرده شدند تا در دادگاه عدل اسلامی محاکمه شوند . در این میان حجه الاسلام صادق خلخالی از سوی امام خمینی مامور تشکیل دادگاه انقلاب اسلامی شد .